من و فیلِ یاد هندستون کرده ام
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 10:44
بامداد جمعه پاییزیست... بیخواب گردیده و یاد ایام و نوشته های اینجا.... حالمان همچنان خوب است اگر بگذارند !!! دلمان جزیره تنهایی خودمان را میخواهد همانجا که یاد کسی صدای کسی و اصلا کسی نباشد (افسرده نیستم فقط نمیخوام موجود زنده دیگه ای ببینم ) روزام داره میگذره با نوسانات روتین،،،همچنان در علی چپ...
من و سه سال بعد....
-
تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 11:57
سلام سه سال از آخرین پستی که اینجا گذاشته بودم گذشته،،چه زود گذشت!!! من همیشه شاکی این زود گذشتنم! تغییر کردن همیشه به چشم آدما میومد،ولی من تغییر رو،،، بزرگ شدن کودکی درونم رو دوست ندارم! میخوام شاد باشه،بدوه ، بخنده و گاهی از سر لجبازی داد بزنه و شیطنت کنه! بعد مدتها یاد اینجا به ذهنم اومد... با و...
من و رفتن....
-
تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 11:57
سلام پست قبلی از حذف آدما گفتم و حالا از رفتن آدما... بعضی از آدما ناگهانی میرن... برای آدم کلی خاطره خوشایند و ناخوشایند میزارن... حتی لبخندهایی که خوب بود،،،، با رفتنشون میشه یه خاطره ناراحت کننده که ته قلب رو قلقلک میده... وقتی میشنوی پیمانه موندن یکی سرریز شد و رفت.... به زبون و گوشِ ت این حرف و...
من و وبلاگ نویسی هام.....
-
تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 11:57
سلام گاهی دلم هوای یادداشت های اینجا رو میکنه... هنوز فکر میکنم اینجا خونده میشه... هنوز اینجا زندست... بهش سر میزنم هر از گاهی و میخونمش... دورانی بود بسر شد،،،دورانی هست که میگذره... نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۵ ساعت 23:52 توسط Nary | هستــــم ، پس زندگی میکنم!
من بزرگ شدم!!!
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 3:19
سلام(کاش کسی باشد که سلام ما را پاسخ گوید حتی به زیر لب) حال ما خوب است( گاهی به خوب بودنمان شک کن)دانه دلمان همواره پیداست(فریب رنگین کمان دنیا را نخورده ایم هنوز) اشتباه نشه هنوز با رومنس و شاعرانه نویسی فاصله دارم :-D اینجا رو دوست دارم ، اوایل هروز چک میکردن اینجا رو اما حالا فکر کنم جز اسمش چ...
من و فرری تایم
-
تاریخ: 1397/2/20 ساعت: 0:45
سلامبلاخره بعد مدت ها رها شدم ...از کار اومدم بیرون و دغدغه ای جز بیک&
من و فیلِ یاد هندستون کرده ام...
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 22:11
بامداد جمعه پاییزیست...بیخواب گردیده و یاد ایام و نوشته های اینجا....حالمان همچنان خوب است اگر بگذارند !!!دلمان جزیره تنهایی خودمان را میخواهد همانجا که یاد کسی صدای کسی و اصلا کسی نباشد (افسرده نیستم فقط نمیخوام موجود زنده دیگه ای ببینمu200d )روزام داره میگذره با نوسانات روتین،،،همچنان در علی چپ د...
من و بهار در گذر من....
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 5:20
ــــــــــــــــ--------ـــــــــــــــ--------ــــــــــــــ-------------ــــــــــــــ----------ــــــــــــ روزها سریع گذر می کنند و تو نمیدانی زیر پوست زمان چه خبر است... آسمان خورشید را در دل خود دارد و اشک می ریزد و تو .... رنگین کمان است که لحظات شیرین را به آسمان نوید می دهد!!! و تـــــــ ــ...
من و خاک بارون خورده....
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 5:20
تا این غزل شبیه غزل های من شود چیزی شبیه عطر حضور شما کم است گاهی تو را کنار خود احساس می کنم اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است *******************★********************* بلاخره بعد از دو ماه آسمون بلاخره بارید.... خنکای دلپذیری ِ که بوی خاک مشام آدمی رو پر میکنه.... نمیدونم این عطرِ خاکِ بارون خورده چی...
من و گاهی وقتا....
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 5:20
سلام گاهی وقتا آدما دارای حالاتی هستن که خودشونم درک درستی از درونشون ندارن.... گاهی وقتا یه قول قراری با خودت میزاری،،انگار تمام کائنات دست به دست هم میدن که پای قرارت نمونی.... گاهی وقتا فکر میکنی کسی نیست تو رو بفهمه.... گاهی وقتا مجبوری خیلی دیگران رو بفهمی.... گاهی وقتا دل آدم میگیره.... از این...
من و رهایی....
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 5:20
سلام حضور بعضی آدما به زندگی رنگ میده،انرژی میده و برعکس نگه داشتن بعضی دیگه باعث میشه بودن دیگران رو نبینیم،محبتشون،نگاهشون،حواسشون .... خیلی اوقات بودن وحساسیت و مهربونیشون رو میبینیم و ساده میگذریم.... بعضی از آدما رو باید از زندگی حذف کرد،پالس مثبu200dت نبودنشون رو باید دریافت کرد و لذت برد از ر...
من و جاموندن....
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 5:19
سلام جاموندم،از خودم !!! از چند تا برنامه چیده شده و ریخته شده و.... داستان،داستان ِ چی فکر میکردیم و چی شده! یکمی زیادی خوب فکر کردم و نگاه کردم.... احتمال این هست که تو عقبگرد زندگی باشم و بعدش دویدن و یه پرش بزرگ.... ولی حقیقت اینه که جاموندم و ذهنم تهی شد از هر چیزی که میخواستم بشه... انگیزه بهو...